آبان هم گذشت با کلی بالا پایین. دوماهِ پاییزی، بر منوال تابستان طی شد. هنوز انگار اول مهر است. نه بارانی نه برگ زرد آنچنانی... همه‌ی امیدها به آذر دوخته شده.

الان فرداست! از نیمه شب ساعتی گذشته و بی‌خوابی همچنان غالب. ذهن که آرام نباشد بدن هم نمی‌خوابد. به گذشته که نگاه کنم، فصل برگ‌ریز غالبا مجاور خاطرات تلخی بوده. معمولا هم درین سه ماه ناحیه‌ی لگد پران و چموش مغزمان دچار بیش فعالی می‌شود. باز هم اما اشتیاق پاییزانه، در دلمان محکم و باقیست.

امروز ابر بود و بارانی نیامد. ابرهای آسمانِ دیگر ولی پربار بودند و از خجالت هم درآمدند. خاطره‌اش بماند برای این پاییز بی‌بار بلکه از رو برود. خودم هم مثل یک پدر اخمو ایستاده‌ام بالای سر پسرک بهانه‌گیر درون که دست از پا خطا نکند. کی این قدر عاقل شدم؟ یادم نمی‌آید. رفتار عاقلانه نشانه‌ی پیری است احیانا؟ نمی‌دانم. کاش در کارگاه هستی، انگ ناخواندگی به پیشانیم نخورده باشد.

پ.ن
- خوب بودن راحت نیست. تقلید و ادایش ولی ساده‌تر است. مخصوصا در مواجهه با خوبیِ برخی، راحت‌تر ادای آدم خوب‌ها را در می‌آورم. 
- عنوان، نام کتابی‌ست از ابراهیم گلستان
۰ نظر ۰۱ آذر ۹۶

هوای اصفهان ابری است و دلم را صابون زده‌ام برای باران؛ هرچند هنوز نباریده. در عوض غرب مملکت حسابی باران زده. کابوس بدی است سرما و خیسی و بی‌سرپناهی.

ضد حال‌ترین متنی که در وبلاگ‌های بیان دیده‌ام: « این یک صفحه مستقل آزمایشی است که به زودی توسط نویسنده این وبلاگ، تکمیل یا حذف خواهد شد.» خب نویسنده عزیز! یا صفحه را حذف کن یا چیزی جایگزینش. کلا کمی به سر و وضع وبلاگت برس اگر فرصت کردی.

۳ نظر ۳۰ آبان ۹۶
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند
و فکر می‌کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد


(سهراب سپهری)
۲ نظر ۳۰ آبان ۹۶
چندی پیش از ماجرای زلزله، خبری پخش شد مبنی بر تعطیلی «مجتمع تولید خانه‌های پیش ساخته» که منجر به بیکاری هزار کارگر آن شده‌ است.
در ایام زلزله یاد خبر فوق بودم. و اینکه برای اسکان هموطنان زلزله زده، چه خوب است که به کارخانه‌ی مذکور مراجعه شود. هم طرح اسکان به سرعت بیشتری پیش خواهد رفت، هم احتمالا هزینه خانه‌ها بسیار کمتر خواهد بود و هم اینکه کارخانه‌ی مذکور و کارکنانش مجددا فعال خواهند شد.
تا اینکه خبر رسید بنیاد مسکن و قرارگاه خاتم الانبیا قرارداد ساخت مسکن امضا کرده‌اند. واقعا متوجه نمی‌شوم وقتی زمستان پشت در است و سرمای هوا در کمین، و در کشوری که چند کارخانه تولید خانه‌های پیش ساخته مشغول فعالیت هستند و طی 12 روز قادر به تکمیل واحد مسکونی‌اند، بنیاد مسکن چرا به فکر ساخت مجدد افتاده؟! امیدوارم مسئولان پاسخ قانع کننده‌ای داشته باشند.
۰ نظر ۲۹ آبان ۹۶
- داره می‌ره؟ چرا می‌خواد به جایی برگرده که بهش علاقه‌ای نداره؟
- چون متعلق به اونجاست. چاره‌ای هم نداره...
شاهد (1985)

پ.ن
بی‌تعلقانِ بی‌چاره، در همه‌ی دنیا شبیه‌اند!
۳ نظر ۲۹ آبان ۹۶