شعله ور دومین فیلمی است که در جشنواره دیدم. تازه ترین اثر حمید نعمت اله با بازی متفاوت و سخت امین حیایی.

(خطر اسپویل) فیلم به هیچ وجه سرگرم کننده نیست. حتی اگر همراه فیلم نشوید شاید چرتتان هم بگیرد. ولی شخصیت اصلی فیلم جذاب است. یک شکست خورده، یک ادم حسود که پله‌های نزول را یکی یکی طی می‌کند. ادمی که به زعم خودش چیزی نشده و این اصلی‌ترین زخمی است که بر وجودش نشسته. بازی امین حیایی باور پذیر و جذاب است. هرچند داستان خاصی در فیلم نیست و مخاطب فقط شاهد روزمرگی و دیوانگی‌های شخصیت اول است. در واقع کارگردان می‌کوشد دنیا را از چشم فرید (حیایی) به مخاطب نشان بدهد. مشی زندگی فرید غیرقابل پیش بینی است و در هر جای فیلم بصورت متنوعی پیش می‌رود.
۲ نظر ۲۲ بهمن ۹۶
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ بهمن ۹۶
برای نیش و نوشِ همزمان مثالی دارید؟ نمونه ادبی‌اش، شاهد بازاری بداخلاق و تحویل نگیرنده و محل ندهنده. دیگر چه؟ خاطراتی که روزی خوش بودند و اکنون دردناک. نمونه بارزش هم عکس... لامصب عکس از همه چیز بدتر است. دلت نمی‌اید نابودش کنی، اگر هم ناگهانی جلو چشمت بیاید، حال و احوالت مدتی دگرگون می‌شود.

ناخوش از نیش و نوشِ خاطرات بودم که این به دادم رسید. امروز شنیدمش و آبی بود روی آتشم. مضامین و عبارات شعر، بلند و دلنشین و گواراست. بعد شنیدنش گفتم: «آقا ما تسلیم. سپرِ نداشته‌ را هم انداختم. دُمم را هم بر زمین زدم. هرچه تو بخواهی.»

مولانا که با فاصله‌ای هشتصدساله چنین انرژی‌ای بدهد، ببین اصل جنس چه درّ و گوهری است! از دارو رمیدن که دیگر چیزی نیست:

چه خوشی های نهان است در آن درد و غمش
کـه رمـیــدنــد ز دارو هـمـــه درمـــان طـلـــبــان

۰ نظر ۱۵ بهمن ۹۶
40 سال از انقلاب می‌گذرد و هرسال ناامیدتر از پار، به اینده ایران فکر می‌کنم. به اقتصادی که بهتر نشد و غرق گند و فساد گردید. به کارگری که به جایگاه والاتر نرسید، بلکه واترقید. به اخلاق و ارزش‌های انسانی‌ای که روز بروز ضعیف‌تر و نحیف‌تر شد. از اسلامِ نهج البلاغه نزول کردیم به اسلامِ مفاتیح و توجیه کننده قدرت. حسین و عاشورای انقلابی و مخالف ظلم، تبدیل شد به نماد گریه و بر سر و سینه زدن به قصد رفع حاجات. مبارزه با ظلم فراموش شد هرچند شعار آن از بوق‌های حکومتی بسیار تکرار می‌شود؛ اما دریغ از عمل. واقعا از انقلاب 57 چه مانده جز فانتزی دهه فجر و راهپیمایی حکومتی و مرور خاطرات؟! البته فیلم‌های مناسبتی و سرودهای انقلابی هم رویش.

سالگرد انقلاب که می‌اید ناخوداگاه این حرف‌ها توی سرم می‌چرخد. به یاد کسانی که زندگی‌شان را فدای ارمان کردند. و البته نماندند که این روزها را ببینند، شاید در بذل جان عزیزشان تجدید نظر کنند!

پ.ن
عنوان، عبارتی ست ازین سرود
۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۶
ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
ای عشق تو را در جان هر دم عملی دیگر

مه را ز غمت باشد گه دق و گه استسقا
مه زین خللی رسته از صد خللی دیگر
۰ نظر ۲۹ دی ۹۶