بگذار بگذارم ای دوست
بر شانه هایت سرم را...

(محمدرضا ترکی)
ویلایی‌ها (درام جنگی و عاشقانه) قصه‌ی زنان جوانی‌ست که دور از همسران رزمنده‌شان و در شهرکی نزدیک جبهه مشغول زندگی‌اند. شرایط شهرک سخت و دشوار، امکانات رفاهی اندک و امنیت جانی کم و شکننده است؛ دلخوشی این خانم‌ها و بچه هایشان هم دیدارهای دیر به دیر با عزیزشان است... 

خانم منیر قیدی در اولین قدم فیلم‌سازی، کاری تاثیر گذار ارائه داده‌اند. بکر بودن اتمسفر داستان در کنار کارگردانی خوب و بازی‌های قابل قبول از نکات قوت اثر بشمار می‌رود. شاید کمی شخصیت پردازی قوی‌تر و طرح چالش‌های عمیق‌تر انسانی، می‌توانست ویلایی‌ها را چندین پله بهتر کند. مصالح داستانی برای چنین هدفی در خاطرات واقعی و حتی قصه‌های جنگ فراوان یافت می‌شود.

متاسفانه انعکاس سینمایی زنان درگیر جنگ، تاکنون اندک و ناچیز بوده. نمایش زحمات و فداکاری‌های ایشان اصلا به جایگاه در خور و منصفانه‌ای دست پیدا نکرده است. حضور زنان سینماگر در عرصه فیلم‌های جنگی، امید به رفع این نقص را افزایش می‌دهد.

پ.ن
حقیر ایام جنگ را بخاطر دارم. لذا در مواجهه با حال و هوای فیلم، به سرعت اثر پذیرفتم. همنسلان من احتمالا فیلم را دلنشین می‌یابند. نسل پدران و مادرانمان که خیلی بیشتر. اما هنر و ارزش چنین اثری در مواجهه با جوانانِ بدون نوستالژی جنگ معلوم می‌شود. مشتاقم بدانم نسلهای جدید چه جور ارتباطی با فیلم خواهند داشت.