۲۵ شهریور ۹۶

تجسم افکار

افکار خنده داری گاه به ذهنم می‌آید. مثلا وارد شرکتی بشوی که از قضا گمشده‌ات رییس‌اش باشد. یا مثلا توی فرودگاه دختری بهت لبخند بزند و از قضا صندلی‌تان کنار هم باشد. اما همین رویاهایی که حتی صاحبش را هم می‌خنداند، می‌تواند دستمایه نوشتن داستان بشود. خیلی هم خوبست. داستانی که رویاهای مسخره‌ات را مجسم کند، لازم المطالعه! است. دیدار در کوآلالامپور رمان نفس‌گیر و پرامیدی بود. هرچند «که صبر راه درازی به مرگ پیوسته است».


 

دیدار در کوآلالامپور
نوشته ناصر قلمکاری
نشر چشمه
چاپ اول 1396
18000 تومان

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">