امشب دو فیلم دیدم. مروری بر آن‌ها دارم و البته داستان شاید لو برود. 

داستان دوران عاشقی بر مبنای خیانت زوج‌ها بنا شده. بیتا (لیلا حاتمی) وکیل دعاوی است و با پرونده‌ی زنی (مینا وحید) مواجه می‌شود که همسر صیغه‌ای شوهر بیتا (شهاب حسینی) است! همین یک خط ، داستان جالب و درگیر کننده‌ای است. انتظار بحران‌های شدید و بنیان کنی هم در طول فیلم داریم اما اتفاق نمی‌افتند. با اینکه به لحاظ حسی به ماجرا و ناراحتی هر دو زن فیلم درگیر می‌شویم اما داستان کمی باورنکردنی است. واکنش‌های بیتا و پدرش به مساله‌ی خیانت، رویایی و دور از انتظار است. گویی پدر قدیسی است در کمال بخشش و گذشت. و بیتا هم بر خلاف شغلش، آدمی است بی‌دست و پا و ناتوان در تصمیم گیری.
فیلمنامه نتوانسته به درونیات ادم‌ها ورود کند و علل چنین اتفاقی را بشکافد و حسی عمیق‌تر به مخاطب منتقل نماید. لذا به چند دیالوگ دم‌دستی بسنده می‌کند. البته بازی شهاب حسینی و لیلا حاتمی خوب بود ولی فیلمنامه اجازه‌ی عرض اندام بیشتر به ایشان نداده. بازی مینا وحید را اصلا نپسندیدم. نمی‌دانم علت انتخاب ایشان چه بوده ولی حلقه‌‌ی ضعیف بازی‌ها قطعا ایشان است. شخصیت بیتا فرهی کاملا زاید است و می‌اید و می‌رود و سودی به روند فیلم نمی‌رساند. با همه احوال به یکبار دیدن می‌ارزید. بیشتر هم به خاطر بازی دو نقش اول. همچنین شخصیت فرهاد اصلانی عزیزِ دل که بازی خوبی ارائه داده [قلب] امتیاز 3 از 10
(دیالوگ برگزیده)
شوهر: قول داده بودی پرونده‌ی شهرستان قبول نکنی. چی شد پس؟
بیتا: آدما خیلی قولا به هم می‌دن!

هلن داستان دختری است که در ابتدا به نظر می‌رسد شخصیت شر و آزار رسانی است (با تیپ پسرانه‌اش و مثلا سویی شرت سرخی که می‌تواند نماد زنان گستاخ باشد). اما روند فیلم نشان می‌دهد که زود قضاوت کرده‌ایم. اتفاقا او دختر خوبی است، خودخواه نیست، عاشق است اما خانواده رهایش کرده و در برابر مشکلات تنهاست. سودای رفتن به خارج را دارد و برای معاش، دوندگی و تلاش زیادی می‌کند.
هلن فیلمی اجتماعی است و مبنای فیلمنامه، قصه‌ی زنان اسیب دیده است. هرچند فیلم داستان درست و حسابی ندارد اما شخصیت‌ها جذابند. بازی خوب رویا نونهالی در نقش مادر و روشنک گرامی در نقش دخترش هلن، روان و به یاد ماندنی است. یکی دو سکانس جالب هم به لحاظ بازی این دو نفر دارد. فیلمنامه کمی کند است و سکانس اخر بنظر اضافی است. فیلم می‌توانست در سکانس قبل (کتک خوردن و تنها ماندن هلن) تمام شود. پایان بندی هم می‌توانست بهتر از این، دور باطل زندگی هلن را نشان دهد. اما در مجموع حس و حال فیلم خوب درآمده و مخاطب با رنج و خوشی هلن همراه می‌شود..
فیلم را دوست داشتم. مخصوصا خنده های روشنک گرامی را [چشمک] امتیاز 4 از 10
(دیالوگ برگزیده)
مادر: بهش نگفتی دخترشی؟
هلن: تا حالا شنیدی کسی خودشو به پدرش معرفی کنه؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">