بگذار بگذارم ای دوست
بر شانه هایت سرم را...

(محمدرضا ترکی)

۳ مطلب در ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

هیچ بیشه‌ای بی‌خاطره نیست
    از هم آغوشی با بادها
و هیچ جنگلی عاشق نشده
    مگر با بوسه‌های باران
تنها منم که زنده مانده‌ام
در هوای تو
    بی آنکه بپیچد
        در نفس‌هایم.


(احمد شاملو)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶
گاهی هم تا می‌آیی شیطنتی بکنی یادت می‌آید به مورد مشابهی که کسی علیه خودت بکار بست و اصلا از همانجا هم یادش گرفتی. بعد خاطرت می‌آید که چقدر حالت گرفته شده بود و چقدر تعجب کردی از نافهمی برخی... الان خودت هم در مرز ارتکاب بی‌شعوری بودی که خب شکرخدا مرتکب نشدی. خیلی هم بخودت نبال؛ که اگر درس پیشین همان برخی‌ها نبود هرآینه هم مسلک‌شان شده بودی. برخی شاید رفتار غلطی داشته باشند ولی یادت باشد که با تحمل عواقب اعمالشان، باعث پندآموزی تو و امثال تو هستند. خلاصه که به خودت غره نشو دیگران را هم سرزنش نکن!
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶
گاهی دلت می‌خواست جلوی محبوب بزنی تو سر خودت و او بیاید و با مهربانی جلویت را بگیرد و بعد... توی دلت ذوق کنی. البته منظور زدن فیزیکی نیست لزوما. بلکه خفیف کردن خود یا هر عملی منتسب به خود؛ به قصد یک جور توجه طلبی منحرف شده.
با اینکه مقادیری ناخودآگاهی هم در کار بود ولی به هر صورت مرض بود.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶