۲۱ آذر ۹۶

مرض عاشقانه

گاهی دلت می‌خواست جلوی محبوب بزنی تو سر خودت و او بیاید و با مهربانی جلویت را بگیرد و بعد... توی دلت ذوق کنی. البته منظور زدن فیزیکی نیست لزوما. بلکه خفیف کردن خود یا هر عملی منتسب به خود؛ به قصد یک جور توجه طلبی منحرف شده.
با اینکه مقادیری ناخودآگاهی هم در کار بود ولی به هر صورت مرض بود.
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.