بگذار بگذارم ای دوست
بر شانه هایت سرم را...

(محمدرضا ترکی)
۲۳ آذر ۹۶

دو به یک

دو خواهر دارم. گاه پیش آمده که در تبانی با یکی‌شان حرفی را از دیگری پنهان کرده‌ام به مصالحی. و یا آن دو نفر از من؛ احتمالا. همه هم بخاطر حفظ آرامش نفر سوم و نگرانی بابت احوالش. از معدود نادانی‌هایی‌ست که احساس خوبی به آدم می‌دهد. پنهان‌کاری قشنگی که مهر و دلبستگی از درونش موج می‌زند.
توجهم به این تیم‌های دونفره‌مان از آنجا جلب شد که قرار گذاشتیم فعلا از مادر به خواهر دورافتاده چیزی نگوییم. امیدوارم این فقره هم ختم به خیر بشود.