بگذار بگذارم ای دوست
بر شانه هایت سرم را...

(محمدرضا ترکی)
دلِ بی‌درد، مبتلا خوشتر
غرقه در ورطه بلا خوشتر

چه دهم شرح آرزومندی
خامُشی بعد ابتلا خوشتر

از میان هزار چشم سیاه
نرگس مست دلربا خوشتر

همچو اکسیر قند لبخندش
نیست بر درد بی‌دوا خوشتر