۲۳ آذر ۹۶

مرور آدم‌ها

آلبوم قدیمی باز است. پدربزرگ به آرامی عکس‌ها را نگاه می‌کند. لابد یاد خاطراتش افتاده. انگشتش را روی چهره‌ها می‌لغزاند، نام افراد را می‌گوید و بعضی را که فراموش کرده از مادربزرگ می‌پرسد. او هم کمک خاصی ندارد که بدهد.

«خدا بیامرزدش» پر بسامدترین کلمه‌ایست که به زبانشان می‌آید. آسان نیست در سن و سالی باشی که هم‌نسلانت از دست رفته باشند و بخواهی یادها را با کمک عکس از گوشه کنار ذهنت بیرون بکشی. شاید سخت تر از همه، فراموشی نام آدم‌ها باشد. همان‌هایی که عمرت را کنارشان گذرانده‌ای..

پ.ن
امیر اسمت چی بود؟ ;-)
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.