۲۶ آذر ۹۶

شیرجه با سر

وارد کار جدیدی شده‌ام: امور مالی و نیروی انسانی. هر دو برایم مغضوب و نامطلوب. در خصوص «مال» غالبا خنگ و خل بوده‌ام. همیشه دوست داشتم سرم به کار روتین و تکراری خودم باشد، نخواهم کسی را مدیریت کنم، نخواهم کسی را تنبیه یا توبیخ کنم، سر مباحث مالی چک و چانه نزنم، حواسم به بازار و نبض! آن نباشد. از بانک و چک و سود و زیان همیشه فراری بودم. از همه این‌ها متنفرم و گرفتارش شدم. ولی چاره چیست وقتی در کف شیر نر خونخوار زندگی گرفتار شده‌ای؟

پ.ن امیدوارم بزودی با اردنگ بیرونم نکنند!
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.