۱۳ دی ۹۶

امشب

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم

زندگی تلخ‌تر از زهر بود گر تو نباشی
بعد ازین مرده حسابم کن و بگذار بمیرم

تا به کی حلقه شوم سر به در خانه بکوبم
از در خانه جوابم کن و بگذار بمیرم

قصه‌ی عشق به گوش من دیوانه چه خوانی؟
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم

گر چه عشق تو سرابی ست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه، به سرابم کن و بگذار بمیرم

اشک گرمم که به نوک مژه چون شمع بلرزم
شعله شو، یک سره آبم کن و بگذار بمیرم

خسته شد دیده‌ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم

(شهریار)
قدیما میگفتن که

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

الان میشه گفت

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو بسوزی و خاموش نشی...

اولش صدای نحس گوینده ی "دستگاه تلفن مشترک مورد نظر خاموش است"
بعدش یه آهنگ
بعد این شعر
خدا بخیر کنه امشبو
ای بابا... تصادفی بوده بهش توجه نکنید

چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی 
من شیدا چه بگویم؟که تو هم این و هم آنی 

به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی 

همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم 
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی 

چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام 
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی 

من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم 
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی 

به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای 
کایتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی 

بشنو صبح بخیر از من درویش و برو 
که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی 

"شهریار"
ممنونم
مطمئنید از شهریاره؟ نقص فنی داره 😉

کجاش نقص داشت؟
میگن از شهریاره، من الان باهاش تلپاتی کردم مرحوم گفت بگو اره از خودمه:))

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.