بگذار بگذارم ای دوست
بر شانه هایت سرم را...

(محمدرضا ترکی)
زندگی برای من هیچ دلیلی ندارد. علتش ولی اجبارست به بودن یا ترسیدن از انتحار. هر لذتی در زندگی موقت و زودگذر و بی اصالتست. اصالت با درد بودن است. زندگی عادی و رایج، چیزی جز سرگرم کردن خود نیست. وقتی سرگرم نباشی و به زندگیت بیاندیشی، ازار می‌بینی و له می‌شوی. پس خودت را سرگرم می‌کنی که فکر نکنی. و این دور منحط و بی ارزش، مکرر تجدید می‌شود.

ب.ن
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل مبندید
چشم بیندازید و دل مبازید
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
امام علی