گاه با مینی بوس دانشگاه به سر کار می‌روم. جوانان دانشجو صبح‌ها با شور و شوق به سوی کلاس روانند و حال خوبشان به ادم انرژی می‌دهد. خانم‌ها معمولا بیشترند، اغلب هم توی مینی‌بوس درس‌هایشان را مرور می‌کنند. گاهی بعضی‌شان زوج دختر پسر هستند. توی راه بیشتر باهم حرف می‌زنند و دل می‌دهند و مهر می‌ستانند. لبخندهای قشنگ به هم هدیه می‌دهند و حس خوب در دل اطرافیان می‌کارند.
یاد همین روزهای خودم می‌افتم و احساسات و شور جوانی و تنهایی و رویاهای دور و دراز.. کاش همه جوانان خوشبخت و شاد باشند. انهایی که هم را دوست دارند به هم برسند. تا همیشه دلشان پر امید باشد و زندگی زخم عمیقی بر پیکرشان نزند. هرچند برای بزرگ شدن راهی جز زخم خوردن نیست بدبختانه!
توو دانشگاه کار میکنید پس لو رفتید:))
البته چندسال بعد هیچکدومشون این خوشی و انرژی رو ندارن!
کاش کار میکردم. محیط های دانشجویی رو خیلی دوست دارم... محل کارم نزدیک دانشگاس. البته دانشگاه که چه عرض کنم. موسسه اموزش عالی غیر انتفاعی :-D

بله بدبختانه

عجب پست کلیشه ای یی !
قلمتان را تا سر حد آرزوی خوشبختی کردن برای دیگران پایین آورده اید برادر ؟! D:
کسی که احساس خوشبختی کند، از دنیای بیرون و پیرامونش، بی خبر است؛
اینکه برای کسی آرزوی خوشبختی کنی یعنی آرزو می کنم آن قدر از نظر فکری و انسانی زوال پیدا کنی که دغدغه ات خودت باشد و دنیای خودت؛ به نظر خوب نیست غرق شدن در دریای توهم عشق و دوست داشتن ...
دیگه بضاعت در همین حده. شما با لطف و محبتتون بنده رو دست بالا گرفتید :-D

چی بگم. بنظرم خوشبختی و دغدغه مندی خیلی تنافری ندارن. بستگی به تعاریف ادمها داره...
ممنون از دیدگاه انتقادیتون :-)

و گاه کسی در اطراف به سخنان دل و قلوه‌ای آنها گوش فرا می‌دهد و هر لحظه دوست دارد از خنده بمیرد، گاه آن زوج‌ها خیلی باحال هستند و واقعا انرژی یک روز آدمی را تامین می‌کنند:)
خدا کنه حال همه خوب باشه، غصه‌هاشون گذری و کوتاه اما خوشی‌هاشون دائمی و پابرجا باشه.
الهی آمین ☺

هرچند برای بزرگ شدن راهی جز زخم خوردن نیست بدبختانه!
- دقیقا همینه که میگی. باید زخم بخوریم که بزرگ بشیم:(


رمز به منم می دی؟
فرستادم 😉

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.