شب تردید

طبقه بندی موضوعی
40 سال از انقلاب می‌گذرد و هرسال ناامیدتر از پار، به اینده ایران فکر می‌کنم. به اقتصادی که بهتر نشد و غرق گند و فساد گردید. به کارگری که به جایگاه والاتر نرسید، بلکه واترقید. به اخلاق و ارزش‌های انسانی‌ای که روز بروز ضعیف‌تر و نحیف‌تر شد. از اسلامِ نهج البلاغه نزول کردیم به اسلامِ مفاتیح و توجیه کننده قدرت. حسین و عاشورای انقلابی و مخالف ظلم، تبدیل شد به نماد گریه و بر سر و سینه زدن به قصد رفع حاجات. مبارزه با ظلم فراموش شد هرچند شعار آن از بوق‌های حکومتی بسیار تکرار می‌شود؛ اما دریغ از عمل. واقعا از انقلاب 57 چه مانده جز فانتزی دهه فجر و راهپیمایی حکومتی و مرور خاطرات؟! البته فیلم‌های مناسبتی و سرودهای انقلابی هم رویش.

سالگرد انقلاب که می‌اید ناخوداگاه این حرف‌ها توی سرم می‌چرخد. به یاد کسانی که زندگی‌شان را فدای ارمان کردند. و البته نماندند که این روزها را ببینند، شاید در بذل جان عزیزشان تجدید نظر کنند!

پ.ن
عنوان، عبارتی ست ازین سرود
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۳
مستر علی

اجتماعی

سرود