نیچه یا هر کس دیگر چه درست و دقیق گفته: «کمرمان زیربار حقیقت می‌شکست اگر هنر نبود». برای حقیر دنیای بی موسیقی متصور نیست. از جور روزگار پناه بر موسیقی...

کانال که نه، اما پلی لیستی از محبوب‌ها و شنیدنی‌ها در تلگرام دارم. شاید آبی باشد بر آتشی. علاقمندان موسیقی همه دعوتند به بزم شنیدن
( کانال نوا @navaay )

۲۶ فروردين ۹۷

کابوس

مکان و ساختمان و معماری گاه تاثیر زیادی در ذهن دارند. ساختمانهایی که چندسال تویشان بوده باشی ممکن است جنبه هویتی برایت پیدا کنند. خانه دانشجویی مثلا. هنوز گاهی خوابش را می بینم. داستان و اتفاقات و ادمها مال امروزند اما خانه همان است. دوستان سن و سالشان بالا رفته، قیافه ها تغییر کرده ولی هنوز تو همان زیر زمین هستیم و چندنفری کنار هم زندگی میکنیم. هنوز توی راهروهای دانشکده سرگردانم. با همین موی سپید به دنبال انتخاب واحدم. و دو سه واحد هنوز مانده و تمام نمیشود...


چرا کابوسها دست از سر ادم برنمیدارند؟ فقط یک لحظه تصور کن اگر زندگی آن دنیا از جنس کابوس باشد!!


کاش مردن اخر همه چیز باشد و عدم به رویت اغوش بگشاید.

وای بدتر از اون استرس شب امتحانه که ول کن ما نیست!
ایشالا رها کنه
راه داره البته. به اون بچه های بی زبون خیلی سخت نگیری 😉

واقعا عدم در نظر شما دلخواهه؟ شاید در مقایسه با سختی‌ها یک آن اسنطور به نظر بیاد...
بله عاشق عدمم. وجود سنگینه. البته اگر بی زمانی رو اندکی بتونیم تصور کنیم، میشه نتیجه گرفت که ما در واقع همین الان هم در ابدیت هستیم چون همین لحظه رو داریم درک می کنیم. اگر ابدی نبودیم هیچ خاطره ای از یک لحظه قبل نداشتیم...
بدبختانه 😕

ولی عدم یه هیچ تمام کماله. اصلا اگه وجود نبود عدمی هم نبود. می‌فهمید چی می‌گم؟ وجود داشتن با هنه سختی‌ها خب زیبایی‌های خاص خودش رو هم داره. ولی عدم یعنی نه زشتی و نه زیبایی. یعنی هیچ. چطوری از خوبی‌ها چشم می‌پوشید؟
همونطور که میلیاردها نفر دیگه میتونستن باشن و الان نیستن. خوشبحالشون در ضمن ;-)

به اون آتیش پاره ها سخت بگیرم یا نه درس نمیخونن
تو گیر نده به من اقا مهندس:)
بهرحال صلاح کار رو شما بهتر میدونی...
ببخشید :دی

مردن تازه شروع قصه است جان برادر. 
بله بدبختانه

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.